امیر نادری: «سینما جزئی جدایی‌ناپذیر از دی‌ان‌ای من است»

ایروان، ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۵ میلادی (۲۴ تیر ۱۴۰۴ شمسی)، «آرمِن‌پرِس»: «امیر نادری» فیلم‌ساز  پیش‌کسوت سینمای نوین ایران که میهمان افتخاری بیست‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم «زردآلوی طلایی» ایروان بود، در چارچوب این جشنواره دیداری صمیمانه و پراحساس با جامعۀ هنر دوست ارمنی داشت.

امیر نادری، یکی از چهره‌های شاخص سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی ایران و نمایندۀ موج دوم سینمای ایران است. او بر نسل‌هایی از فیلم‌سازان در ایران و فراتر از مرزهای تأثیری عمیق نهاده است؛ از فیلم‌سازانی چون جعفر پناهی و بهمن قبادی تا کارگردانان آمریکایی مانند شان بیکر و کلی رایکارد. نادری نقشی تعیین‌کننده در مسیر حرفه‌ای بسیاری از این هنرمندان ایفا کرده است.

 امیر نادری با روایت‌هایی که از دلِ تجربه‌های ملموس زندگی‌اش و هیجانات عاطفی‌اش می‌جوشند، همواره دغدغه‌های شخصی و اجتماعی خود را به زبان سینما به تصویر کشیده است.

به گزارش خبرگزاری دولتی «آرمِن‌پرِس»: در روز ۱۵ ژوئیه (۲۴ تیرماه)، امیر نادری با حضور در نشستی صمیمانه با سینماگران و علاقه‌مندان در ایروان، با صداقت و شور منحصر‌به‌فرد، از عشقش به جشنوارۀ «زردآلوی طلایی» سخن گفت:

 «این جشنواره، بستری بی‌نظیر برای فیلم‌سازان از سراسر جهان فراهم کرده است. از صمیم قلب سپاسگزارم که آثارم را ارج نهادند و مرا به عنوان میهمان افتخاری جشنواره و رئیس هیأت داوران بخش رقابتی منطقه‌ای، به ارمنستان دعوت کردند.»

در ادامه، آقای نادری با نگاهی عاطفی به دوران کودکی خود پرداخت و با لحنی پر از احساس، از مسیری دشوار و پرفرازونشیب سخن گفت. او با اشاره به فقدان پدر و از دست دادن مادر در پنج‌سالگی، خاطرنشان کرد که از شش‌سالگی وارد دنیای سینما شد؛ زمانی‌که تماشاگران سالن را ترک می‌کردند، او صندلی‌ها را پاک می‌کرد. وی افزود:

«نُه‌ساله بودم که برای نخستین‌بار پا به مدرسه گذاشتم. همان‌جا بود که دریافتم باید نوشتن، خواندن و زیبا سخن گفتن را بیاموزم و از آن روز تا امروز هم در حال آموختنم. سینما برای من نه شغل، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از وجودم و عنصری در تاروپود دی‌ان‌ای من است.»

او دربارۀ فرایند فیلم‌سازی‌اش چنین توضیح داد:

«برای من، همه‌چیز از مکان آغاز می‌شود. نخست باید فضای مناسب برای روایت داستان را بیابم، سپس به سراغ انتخاب بازیگران می‌روم. این روند، برای من همانند ساختن یک کُلاژ است؛ قطعه‌هایی که باید با دقت در کنار یکدیگر قرار گیرند تا کلیتی منسجم خلق شود.

در چهار فیلم اخیرم که در ایران ساخته‌ام، حتی یک صحنه در فضای بسته دیده نمی‌شود؛ تمامی صحنه‌ها زیر آسمان باز فیلم‌برداری شده‌اند. اما وقتی به نیویورک رفتم، مرحله‌ای کاملاً متفاوت آغاز شد؛ آن‌جا کسی از فضای بسته هراسی ندارد. پس از آن، به ژاپن سفر کردم؛ جایی با حال‌وهوایی کاملاً متفاوت، که خود تجربه‌ای تازه و الهام‌بخش بود.

در هر مقطع از زندگی حرفه‌ای‌ام، حال‌وهوای خاصی دارم و بر اساس آن احساس، موضوع و مکان فیلم را انتخاب می‌کنم.

من نمی‌گویم ابتدا این صحنه را می‌سازم و سپس آن‌یکی را؛ بلکه اجازه می‌دهم تمام روند خلق فیلم، با هدایت احساساتم پیش برود.»

این فیلم‌ساز سرشناس ایرانی خود را خوش‌شانس می‌داند؛ چراکه توانسته با تماشای فیلم‌های خوب، راه آموختن را به‌شکل خودآموز بپیماید.او در سینمای ایران، سال‌های طولانی به‌عنوان دستیار کارگردان فعالیت داشته است.

اگر به تیتراژ فیلم‌هایش نگاهی بیندازیم، درمی‌یابیم که تنها به کارگردانی بسنده نکرده، بلکه تدوین‌گر، صدابردار و مسئول بسیاری از بخش‌های فنی نیز بوده است. او می‌گوید:

«اهل گفتگو نیستم، در فیلم‌هایم کمتر سراغ دیالوگ می‌روم؛ بیشتر از جنس احساس و عاطفه‌ام. از هنری کارتیه برسون فرانسوی، چیزهای زیادی آموخته‌ام؛ اینکه چطور می‌توان داستان شخصی را از زوایای گوناگون روایت کرد و چگونه می‌توان آن را به‌گونه‌ای ملموس به مخاطب منتقل کرد.

وقتی روی فیلمی کار می‌کردم، فیلم‌های بسیاری می‌دیدم؛ آثاری که تأثیر عمیقی بر من گذاشتند. اما در ذهنم همیشه سعی می‌کردم تصویرهایی را که در آن فیلم‌ها دیده بودم، با نگاه و حس خودم بازآفرینی کنم. در تمام دوران کاری‌ام همین رویکرد را داشته‌ام.

نمی‌توانم بگویم که مثلاً فلان ایده را از برسون گرفته‌ام، اما بی‌تردید از او تأثیر پذیرفته‌ام. تصویرهایی دیدم که در من چیزی را برانگیختند، و آن‌ها را با دنیای درونی و احساسات خودم درآمیختم.»

نادری همیشه در مسیر پیشرفت و رشد پایدار گام برداشته است. او همواره تلاش می‌کند مخاطبانش را شگفت‌زده کند و در عین حال با آن‌ها صادق باقی بماند. در فیلم‌هایش، همانند قهرمانان داستان‌هایش، به دنبال ممکن ساختن ناممکن‌ها است.

در پایان سخنانش به موضوع مهاجرت خود از ایران اشاره کرد و گفت: 

«من اهل سیاست نیستم، فیلم‌سازم. اهل صحبت دربارۀ سیاست نیستم. بر اساس تجربه‌ها، کشف‌ها و آنچه در پیرامونم جاری ا‌ست فیلم می سازم. از مسائلی سخن می‌گویم که به آن‌ها باور دارم.

از آبادان: شهر و زادگاهم، رفتم چون می‌خواستم افق دیدم را گسترش دهم و جهان‌بینی‌ام را غنی‌تر سازم. به تهران رفتم. مردم و عبور و مرورشان را مطالعه کردم و آن‌جا فیلم ساختن را آغاز کردم. بعد فهمیدم که باید محیط را تغییر دهم. در همان دوران با عباس کیارستمی آشنا شدم؛ کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده‌ای برجستۀ ایرانی. از او ژانری تازه آموختم.

به این نتیجه رسیدم که تا به داستانی ایمان نیاورم، و تا بر پایۀ تجربه زندگی‌ام نباشد، دست به ساخت فیلمی نمی‌زنم.

خوشحالم که به این درک رسیدم، چون دریافتم که باید «خودم» را، رنگ و حال خودم را در آثارم بیاورم. من به آزادی نیاز داشتم، و همین نیاز بود که باعث شکوفایی کارنامه‌ام شد.»

پینوشت:

بیست‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم «زردآلوی طلایی» ایروان از ۲۲ تا ۲۹ تیرماه سال جاری در ایروان برگزار می‌شود. این رویداد سینمایی، میزبان چهره‌های برجسته از جهان سینمای از کشورهای مختلف است و سالانه بیش از صد فیلم را به نمایش می‌گذارد؛ آثاری که بسیاری از آن‌ها پیش‌تر در جشنواره‌هایی چون کن، برلین، لوکارنو و دیگر رویدادهای معتبر جهانی، موفق به کسب جوایز شده‌اند.

از دیگر میهمانان افتخاری این دوره می‌توان به مارکو مولر، عبدالرحمن سیساکو، جعفر پناهی، آدا سولومون، آتینا ریچل سانگاری و شماری دیگر از سینماگران سرشناس اشاره کرد که در چارچوب جشنواره بین‌المللی فیلم «زردآلوی طلایی» ایروان، با حضور در جلسات گفتگو، کلاس‌های تخصصی و کارگاه‌های آموزشی، دانش و هنر خود را با سینمادوستان و فعالان این عرصه به اشتراک می‌گذارند.

نمایش فیلم‌های جشنواره در دو مکان اصلی برگزار می‌شود: خانه سینما و سینمای «مسکو» در ایروان.

 

فارسی Հայերեն Русский