سرنوشت ارمنستان نمیتواند در پایتختهای بیگانه و توسط نمایندگان خودخوانده مورد مذاکره قرار گیرد؛ بیانیه دکتر گارو آرمِن
8 دقیقه خواندن

دکتر گارو آرمِن، رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل شرکت «.Agenus Inc» و بنیانگذار و رئیس هیئتمدیره بنیاد خیریه «کودکان ارمنستان» (COAF)، در واکنش به نامه سرگشادهای که اخیراً از سوی شماری از چهرههای دیاسپورا منتشر شده بود، بیانیهای صادر کرد. «آرمِنپرس» متن کامل این بیانیه را منتشر کرده است:
نویسندگان نامه سرگشادهای که توسط «مدیاماکس» منتشر و بهعنوان صدای «رهبران دیاسپورا» معرفی شده است، هشدار میدهند که ارمنستان در آستانه گسست روابط با دیاسپورا قرار دارد و از ارمنیان مقیم خارج میخواهند در ارتباط با تقابل کنونی میان کلیسا و دولت، از طریق دولتهای محل اقامت خود به «اقدامات سیاسی و حقوقی» متوسل شوند. این صورتبندی گمراهکننده است و این فراخوان خطرناک.
کلیسای ارمنی نه ساختمان است و نه صرفاً سلسلهمراتب. کلیسا خودِ مردم است. تاریخ ارمنیان بهروشنی نشان میدهد که این مردان و زنان عادی بودهاند که در شرایط نسلکشی، تبعید، سرکوب، جنگ و فقدان، ایمان و هویت را حفظ کردهاند. نهادها تنها زمانی زنده میمانند که در خدمت مردمی باشند که بقای آنها را تضمین میکنند. هنگامی که نهادی به مردمی که سبب وجودش هستند خدمت نکند، مسئولیت حفظ آن یکسویه میشود و ایمان به باری سنگین بدل میگردد. از همین رو، نوسازی و پاسخگویی کلیسا را تقویت میکند، نه تضعیف.
لازم است درباره میزان نمایندگی این فراخوان نیز صریح سخن گفت. دیاسپورا یک کمیته نیست، دیاسپورا میلیونها ارمنی در دهها کشور با تجربهها، دیدگاههای سیاسی و اولویتهای گوناگون است. حلقهای محدود از افراد، هرچند شناختهشده باشند، نمیتوانند به نام همگان سخن بگویند. بسیاری از ارمنیان دیاسپورا از دگرگونی دموکراتیک ارمنستان حمایت کردند، فرآیندی که هدف آن مقابله با تصرف دولت و برچیدن فساد ساختاری بود. برخی از همان ابتدا با این تغییرات مخالفت کردند و برخی دیگر در کنار عناصر سیاسی فعال در درون مقر مادر مقدس موضع گرفتند و با دولت شکلگرفته پس از سال ۲۰۱۸ و اصلاحات آن مخالفت ورزیدند. نامه سرگشاده منتشرشده توسط «مدیاماکس» بیش از آنکه هشدار به ملت باشد، ادامه پروژهای سیاسی است که از مدتها پیش در جریان بوده است.
تحریکآمیزترین مقایسه این نامه آنجاست که ادعا میکند ارمنستان در آستانه شکافی قرار دارد «که حتی امپراتوری عثمانی یا اتحاد شوروی نیز نتوانستند ایجاد کنند». چنین قیاسی هرگز نباید مطرح میشد. آن رژیمها در پی نابودی ارمنیان بودند. جمهوری ارمنستان یک دولت مستقل با حاکمیت منتخب، تکثر سیاسی و نظم قانون اساسی است. کشاندن یاد نسلکشی و تروماهای شوروی به درون منازعات سیاسی امروز، شفافیت اخلاقی نیست؛ بلکه نوعی وندالیسم اخلاقی است.
فراخوان به ارمنیان دیاسپورا برای رجوع به دولتهای خارجی بهمنظور «اقدامات سیاسی و حقوقی» نیز به همان اندازه نادرست است. ارمنیان خارج از کشور حق دارند و حتی وظیفه دارند از امنیت و آینده ارمنستان در کشورهایی که در آن زندگی میکنند دفاع کنند. اما بینالمللیسازی مسائل داخلی ارمنستان به این شیوه، جوامع دیاسپورا را به ابزار فشار علیه خود جمهوری ارمنستان تبدیل میکند. این اقدام حاکمیت ارمنستان را تضعیف میکند، شکاف میان میهن و دیاسپورا را عمیقتر میسازد و اهرمهای بیشتری در اختیار نیروهایی قرار میدهد که خیر ارمنستان را نمیخواهند. سرنوشت ارمنستان نمیتواند در پایتختهای بیگانه و توسط نمایندگان خودخوانده مورد مذاکره قرار گیرد.
این لحظه همچنین مستلزم صداقت درباره میراثی است که ارمنستان به ارث برده بود. پس از استقلال، ارمنستان دههها با فساد ساختاری و فرسایش نهادی مواجه بود. این میراث دولت را تضعیف کرد، اعتماد عمومی را فرسود و کشور را آسیبپذیر ساخت.
چرخش دموکراتیک سال ۲۰۱۸ نقطه عطفی بود، مردم حکومتی پاسخگو به جامعه را مطالبه کردند، نه به حلقههای ریشهدار قدرت. این روند هنوز به پایان نرسیده است، اما جهت آن روشن است: پاسخگویی بیشتر، شفافیت بیشتر و مسئولیتپذیری عمومی گستردهتر نسبت به دولت.
هیچکس جنگ فاجعهبار با جمهوری آذربایجان و تراژدی پس از آن را فراموش نکرده است. درد، ملی و ماندگار است. اما ریشههای آن فاجعه به یک دوره یا یک دولت خاص محدود نمیشود؛ دههها بیتدبیری، خودبزرگبینی و سوءمدیریت، ارمنستان و آرتساخ را در وضعیتی خطرناک قرار داد. ملت ارمنی بهای آن را با خون پرداخت. این تاریخ را نمیتوان برای حفاظت از اعتبار اشخاص بازنویسی کرد.
از آن زمان، ارمنستان در شرایط فشار منطقهای و خصومت مستمر جمهوری آذربایجان و ترکیه عمل میکند. در چنین محیطی، دولت به رهبری نخستوزیر نیکول پاشینیان مسیری دشوار، نه بینقص اما قابل دوام را برگزیده است: تقویت نهادهای دولتی، گسترش ظرفیتهای دیپلماتیک و امنیتی ارمنستان و پیشبرد ابزارهایی که خطر جنگی جدید را کاهش میدهد.
امروز ارمنستان با مراکز عمده قدرت و شرکای منطقهای در قالبهایی تعامل میکند که تا همین اواخر برای کشوری کوچک و منزوی نامحتمل مینمود. این امر چالشها را از میان نمیبرد، اما فرصتهایی برای ثبات و توسعه فراهم میسازد؛ امری که از زمان استقلال تقریباً دستنیافتنی بوده است.
در این چارچوب، تلاش گروهی محدود برای معرفی خود بهعنوان «دیاسپورا»، پوشاندن دستورکار سیاسی در زبان دینی و فراخوان به کارزارهای فشار خارجی علیه دولت منتخب ارمنستان، ملتسازی نیست.
این رفتار، منافع گروهی است که در جامه فضیلت عرضه میشود و با منافع شخصی، نهادی یا مالیِ افشانشده و غیرخنثی درهم آمیخته است.
ارمنستان به دولتی قدرتمند و کلیسایی نیرومند نیاز دارد. هر دو زمانی ممکناند که قدرت مشروع باشد، نهادها پاسخگو باشند و سیاست در پس جامه کلیسایی پنهان نشود. ایمان نباید به سلاحی علیه مشروعیت دموکراتیک بدل شود. کلیسا باید از رهگذر تثبیت اخلاقمداری و اصلاح نوسازی شود و دولت موظف است حاکمیت قانون و آزادی دین را تضمین کند، بیآنکه اجازه دهد هیچ نهادی به قدرت سیاسی موازی تبدیل شود.
بالاترین مسئولیت دیاسپورا، تشدید نکردن منازعات داخلی ارمنستان است. مسئولیت آن تقویت ارمنستان است: سرمایهگذاری، ساخت نهادها، تحکیم آموزش و تابآوری، حمایت از خانوادههای آواره، نوسازی ظرفیتها و پشتیبانی از کار دشوار اصلاحات، نه آنکه از دور آن را به تخریب بکشاند.
ارمنستان صحنه جدالهای کهنه قدرت نیست. کلیسا تخت سلطنت نیست. دیاسپورا اهرمی نیست که بتوان آن را علیه اراده رأیدهنده ارمنی به کار گرفت. کلیسایی که بنیاد آن ایمان مردم است، نمیتواند از مردم فاصله بگیرد. دولتی که از فساد رها شده است باید حفاظت شود، نه آنکه توسط ارمنیان ساکن گوشهوکنار جهان تضعیف گردد.